از همه جا شکلک برا نی نی هامون

اتل متل يك مورچه

  اتل متل يك مورچه اتل متل یه مورچه             قدم می زد تو کوچه            اتل متل يك مورچه اتل متل یه مورچه             قدم می زد تو کوچه          اومد یه کفش ولگرد                پای اونو لگد کرد  مورچه پا شکسته          راه نمی ره نشسته          &nb...
11 بهمن 1391

اتو

دویدم و دویدم به یک اطو رسیدم   گفتم چه دم درازی   دویدم و دویدم به یک اطو رسیدم   گفتم چه دم درازی میای با من تو بازی اطو دمش را تاب داد با دست به من جواب داد خطر داره بازی با من نشو تو هم بازی من تنم همیشه داغه یه چشم دارم چراغه پیف می کنم پاف می کنم پیرهنتو صاف می کنم اگه به من یه روزی دست بزنی می سوزی ...
11 بهمن 1391

دست دست دست

دست دست دست دست میزنم با دستام پا پا پا پا می کوبم با دو پام دست دست دست دست میزنم با دستام پا پا پا پا می کوبم با دو پام خوش خوش خوش خوشحال و شاد و خندون داد میزنم آهای آهای من اینجام چه خوب چه خوب که دست دارم خم میشم وهر چی بخوام ور می دارم پر میشم و تو باغچمون یه عالمه گل می کارم چه خوب چه خوب که پا دارم هر جا بخوام پا می زارم یواش می رم یواش می آم آسه قدم ور می دارم آسه قدم ور می دارم دستاتو بیار جلو نون بیار و کباب ببر صحرا پر از گل شده باز گل بیار و گلاب ببر بیا با هم بازی کنیم یه پا عقب یه پا جلو گرگم و گله میبرم دنبال من بدو بدو ...
11 بهمن 1391

حیوانات

                                                  رفته برای چرا                                               چه قدر شاد وشنگوله       &nbs...
11 بهمن 1391

آهویی دارم خوشگله

آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم دوریش برام مشکله کاشکی اونو می بستم آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم دوریش برام مشکله کاشکی اونو می بستم ای خدا چی کار کنم آهو مو پیدا کنم ای خدا چی کار کنم آهو مو پیدا کنم وای چکنم وای چکنم کجا اونو پیدا کنم کاشکی اونو می بستم کاشکی اونو می بستم  
11 بهمن 1391

گاو

گُنده است و او دارد وزن و هیکلی سنگین   خوش به حال گاوی که ذره ای نشد غمگین     گُنده است و او دارد وزن و هیکلی سنگین   خوش به حال گاوی که ذره ای نشد غمگین   یونجه می خورد هر روز غصه ای ندارد او   می رود به هر جایی بوده قلدُر و پُر رو   دائماً دُمَش را نیز می دهد تکان اما   خسته هم نمی گردد گاو گنده و زیبا   روز و شب، مگس ها را می پراند او با دُم   با صدای زنگوله لحظه ای نگردد گُم   اهل بازی و تفریح هست و بادُمش شاد است   از تمام غم ها نیز راحت است و آ...
11 بهمن 1391

گل همه رنگش خوبه

گل همه رنگش خوبه بچه زرنگش خوبه گل همه رنگش خوبه بچه زرنگش خوبه تو کتابا نوشته تنبلی کاره زشته تنبل همیشه خوابه جاش توی رختخوابه پاشوپاشو صداش کن از رخت خواب جداش کن بشور دستو رویش شانه بزن به مویش ...
11 بهمن 1391

عمه سرماخورده

 عمه جونم مریضه    دوباره سرما خورده     عمه جونم مریضه    دوباره سرما خورده    اومده خونه ی ما    بستنی هم آورده    بستنی مو می خورم    چوبشو در می آرم    می شورمش با دقت    رو زبونش می ذارم    گلوشو خوب می بینم    مثل خانم دکترا    می گم : نخند عمه جون    من دکترم ، بگو آ    ...
11 بهمن 1391

عروسک قشنگ من

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده٬ تورختخواب مخمل آبیش خوابیده٬   عروسک قشنگ من قرمز پوشیده٬ تورختخواب مخمل آبیش خوابیده٬ یه روز مامان رفته بازار اونو خریده٬ قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده٬ عروسک من ٬چشماتو وا کن٬وقتی که شب شد٬اون وقت لالا کن٬ حالا بریم توی حیاط با من بازی کن٬توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن ...
11 بهمن 1391