از همه جا شکلک برا نی نی هامون

پدربزرگ ، مادربزرگ

پدر بزرگ خوبم همیشه مهربونه وقتی که پیشم باشه برام کتاب می خونه مادر بزرگ نازم خیلی برام عزیزه هرچی غذا می پزه خوشمزه و لذیذه وقتی با اونها باشم غصه و غم ندارم دنیا برام قشنگه هیچ چیزی کم ندارم. پدر بزرگ خوبم همیشه مهربونه وقتی که پیشم باشه برام کتاب می خونه مادر بزرگ نازم خیلی برام عزیزه هرچی غذا می پزه خوشمزه و لذیذه وقتی با اونها باشم غصه و غم ندارم دنیا برام قشنگه هیچ چیزی کم ندارم. ...
27 بهمن 1391

بدون عنوان

چوپونه کجاست؟ تو صحراست مواظب گله هاست گله باید چرا کنه بع وبع و بع صدا کنه یونجه و شبدر بخوره علفهای تر بخوره چوپون باید زرنگ باشه قوی و اهل جنگ باشه جنگ با کی؟ با گرگ ها صدآفرین ماشالله   چوپونه کجاست؟ تو صحراست مواظب گله هاست گله باید چرا کنه بع وبع و بع صدا کنه یونجه و شبدر بخوره علفهای تر بخوره چوپون باید زرنگ باشه قوی و اهل جنگ باشه جنگ با کی؟ با گرگ ها صدآفرین ماشالله     ...
27 بهمن 1391

زنگوله پا

زنگوله پا،کنار جو راه می ره زیر درختهای هلو راه می ره جست می زند روی دو پا می زنه زیر شاخه ها از رو درخت،چندتا هلو گیر می کنه به شاخ او باغ هلو که ساکته همیشه پر از صدای حرف و خنده می شه زنگوله پا،باغ را بهم می زنه شده درختی که قدم می زنه زنگوله پا،کنار جو راه می ره زیر درختهای هلو راه می ره جست می زند روی دو پا می زنه زیر شاخه ها از رو درخت،چندتا هلو گیر می کنه به شاخ او باغ هلو که ساکته همیشه پر از صدای حرف و خنده می شه زنگوله پا،باغ را بهم می زنه شده درختی که قدم می زنه   ...
27 بهمن 1391

نی نی کوچولو گل پسره

نی نی کوچولو گل پسره الان درست یک سال داره خوشگله و با نمکه رو لپش یک خال داره موهاش صاف و طلایی نی نی کوچولو گل پسره الان درست یک سال داره خوشگله و با نمکه رو لپش یک خال داره موهاش صاف و طلایی چشماش درشت و روشنه دل می بره با اون لباش وقتی که لبخند می زنه همیشه توی دهنش یک شیشه یا پستونکنه نینی کوچو لو فقط کمی بزرگ تر از عروسکه بابایی اسم باباشه مامانشم مامان زری یکی یک دونست چون نداره خواهر یا برادری یکی یک دونست چون نداره خواهر یا برادری ...
27 بهمن 1391

عروسك قشنگ من

عروسك قشنگ من عروسک قشنگم چتر وكلاه داره وقتی بارون می باره چترو به دست می گیره عروسك قشنگ من عروسک قشنگم چتر وكلاه داره وقتی بارون می باره چترو به دست می گیره كلاه به سر میذاره میره توی خیابون   راه میره زیر بارون   خیس نمیشه لباساش   آب نمیره تو كفشاش   وقتی بارون بند میاد   آبی میشه آسمون   تو آسمون آبی   میاد یه رنگین كمون   عروسكم چترشو زود می بنده   برای رنگین كمون می خنده ...
27 بهمن 1391

سلیمان فرزند داود

یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است . قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند (قرآن / سبا / ١٣) . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزادباشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند. روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیما...
24 بهمن 1391

اتل متل قورباغه

اتل متل قورباغه الان میون باغه اتل متل قورباغه الان میون باغه داره می خونه قورقور صداش میاد ازاون دور ************** اتل متل مرغابی کجایی؟ توی آبی؟ داری چکار می کنی؟ ماهی شکار می کنی؟ خوش به حالت مرغابی! همش میون آبی! ...
23 بهمن 1391

لی‌لی، لی‌لی، های های

لی‌لی، لی‌لی، های های گریه کنیم! وای وای! گریه چرا؟   چون که رفیق ناز ما مریض است. دوست تمام بچه‌ها مریض است.                                                           لی‌لی، لی‌لی، های های گریه کنیم! وای وای! گریه چرا؟   چون که رفیق ناز ما مریض است. دوست تمام بچه‌ها مریض است. &n...
23 بهمن 1391